محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
317
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خداوند است . او آفريدگار طبيعت و قانونگذار شريعت است و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنها وظيفه تبليغ را به عهده دارد . در مباحث اصول فقه اهل سنت به اين موضوع پرداخته مىشود كه آيا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حق اجتهاد و عمل به نظر شخصى خود را دارد ؟ برخى آن را جايز و برخى ديگر نادرست مىشمارند . دانشمندان شيعه به اتفاقنظر معتقدند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به هيچ وجه اجتهاد نمىكند و هيچ حكمى را جز از راه وحى بيان نمىكند . دليلى اين ديدگاه ، روايتى است كه شيعه و سنى در منابع حديثى خود نقل كردهاند . مضمون اين روايات آن است كه مسلمانان فراوان در مواردى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سوال مىكردند و آن حضرت از ناآگاهى خود خبر مىداد و در انتظار نزول وحى مىنشست تا آنكه آيه قرآن بر ايشان فرود آمده و پاسخ لازم را بيان مىكرد . آن حضرت همواره مىفرمود : « جز آنچه را كه به من وحى مىشود پيروى نمىكنم . » « 1 » افزون بر آنچه گذشت ، باور به جواز اجتهاد درباره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، زمينه را براى اعتراض و انتقاد دشمنان اسلام فراهم مىآورد و برخى از احكام دين ناشى از سليقهها و نظرات شخصى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دانسته خواهد شد در نتيجه زمام امور از كف رفته و دين آسمانى اسلام ، بشرى و متغير مىگردد . اين در حالى است كه قرآن مىفرمايد : « و از سر هوس سخن نمىگويد . اين سخن بجز وحيى كه وحى مىشود نيست . » « 2 » اسلام همانگونه كه حق قانونگذارى را به هيچ يك از افراد بشر نبخشيده است ، در همين حال ، حق غلبه و چيرگى را نيز از همگان ستانده
--> ( 1 ) . إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ يونس / 10 : 15 . ( 2 ) . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى نجم / 53 : 4 - 5 .